قهرمان ميرزا عين السلطنه

1398

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ملاقات با ظل السلطان از پله‌ها بالا رفته داخل اطاقى شده از آن اطاق داخل گالرى شديم كه گويا سابقا ايوانى بوده . حضرت و الا تصرفى فرموده پنجره گذاشته حالت « هال » و « گالرى » را به‌هم رسانيده بود . در كمركش « هال » حضرت و الا پشت به ديوار تكيه كرده پالتو فلفل نمكى پوشيده [ بودند ] كه يقهء آن از مخمل مشكى بود . پير شده‌اند اما به همان تنومندى هستند . نشستيم . بعد از طى تعارفات چاى آوردند . قليانى هم براى آقا آوردند . شاهزاده بيشتر از وضع اغتشاش حكومتها مىگفت و در ضمن رسانيد كه خيلى مايل بودم يكى از هم قطارهاى محترم من كه هميشه در طهران مصدر كار و محل رجوع حكام بودند حكومتى بروند تا معايب و نواقص كار را دانسته هروقت طهران رفتند و كاغذجات حكام رسيد از درددل آنها مطلع [ بشوند ] و عرايض آنها را اصغا كنند . مثلا [ به ] جناب‌عالى در ايام وزارت ماليه‌تان چند مرتبه براى تعمير عمارات حكومتى اصفهان نوشتم مفيد واقع نشد كه عين آن جواب و سواد رقعه‌جات موجود است . بعد صحبت از ميرزا ابو القاسم و حكايت عزيز به ميان آمد . جناب آقا خوب از عهدهء جواب برآمد . مقصود حضرت و الا به عمل نيامد . حقيقت آقا در محاوره و بيان تالى ندارند . خيلى فصيح و بليغ تكلم مىفرمايند . صحبت آقا از خطبهء خطبا كه مدتها زحمت كشيده تفكر مىنمايند افصح است . حمام شاهزاده‌ها از آنجا با همان تفصيل به عمارتى كه معين شده بود رفتيم . عمارت آغاباشى سليمان خان را معين كرده بودند . عمارتش به وضع جديد در وسط باغچه ساخته شده بود . ناهار را خدمت آقا خورديم . بعد مرخصى حاصل كرده به عمارتى كه براى من تعيين شده بود رفتم . از خانه‌هاى ابراهيم خليل خان مرحوم و جلوى قنسولخانه روس واقع است . تالار آينه و دو اطاق خوبى دارد . چاى خورده بعد حمام رفتم . دويست قدم پائين منزل ، حمام شاهزاده‌ها بزرگ و خوب بود . يك ساعت و نيم به غروب مانده بيرون آمدم . شاهزاده شاهمراد ميرزا آمد . جواب تلگراف از طهران نرسيده گفتم . ديگرى را پيدا كرده همين‌جا قرض كرده حوالهء طهران كنم . بعد از رفتن ايشان از سرايدار خانه كه كدخداى محله است بعضى اطلاعات جويا شده محض اطلاع خوانندگان درج مىشود .